ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
187
قصص الانبياء ( فارسى )
همه از تو آمد كش بپروردى و او را بر من گماشتى ، و تو در دين او بودهء و از دين من بيزار شدهء . آيسه گفت خداى يكيست آفريدگار من و تو و آن همه خلق . پس مسلمانى خويش آشكارا كرد . فرعون بفرمود تا آيسه را بازداشتند ، و چهل روز طعامش ندادند ، و عذابهاى گوناگون ميكردند كه ازين گفتار باز گردد ، و بخدايى فرعون ] a 58 [ مقرّ آيد . بازنگشت و اعراض نكرد . پس چهل روزش بياوردند و بخوابانيدند و ميخهاى آهنين در دست و پهلوهاء و بهرجاى فرو بردند و به زمين دردوختند ، و بدان زاريش بكشتند . و در آن چهل روز دعاش اين بود كه مىگفت : نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ « 1 » . و هميشه اين مىگفت در زندان تا آنگاه كه بميخش بدوختند ، و نيز بگفت تا عورت او را برهنه كردند و ميخى فرو بردند . چون عورتش برهنه شد گفت : رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ « 1 » . حق تعالى فريشتگان را بفرستاد تا قبهء از نور بياوردند ، و ويرا از ميان ايشان برداشتند ، و در ميان آن قبه نشاندند و ببردند تا بهشت . و آنجا مىباشد تا روز قيامت . پس فرعون از خشم بفرمود تا قبطيان مر بنى اسرايل را رنجانيدن گرفتند بيشتر از آنكه مىرنجانيدند ، و خوارتر گرفتند . و بنى اسرايليان ببلاء ايشان درافتادند . و موسى هر روزى مىگفتى كه مكنيد ، و پند همى دادى و دعوت همىكرد تا هفت سال برآمد . و بعضى گويند هفت ماه برآمد . بنى اسرايل بيامدند بنزديك موسى و گفتند كه ما پنداشتيم كه تو بيايى و ما را فرجى و راحتى بود از آمدن تو . اكنون سختر گشت كارهاى ما ، دعا كن يا حيلتى تا ما را راحت آيد . چنان كه گفت :
--> ( 1 ) - التحريم .